محل تبلیغات شما

چند وقته یه حس عجیبی دارم

درواقع فک میکنم اصن حسی ندارم

نسبت به هیچی

کاملا خنثی

با خودم میجنگم

دچار دوگانگی شدم

بین هزار و یک موضوع

دلم موافقه

مغزم مخالفه

یا مغزم موافقه

دلم مخالفه

منم همیشه دستور مغزمو اجرا میکنم ولی تمام روزو به این فکر میکنم که اگه به حرف دلم کرده بودم چی میشد

داشتم فکر میکردم چرا اینقدر میترسم به افراد بگم چقد دوسشون دارم

ولی الان میفهمم چرا

چون هرموقع این کارو کردم شدم هدفی که بقیه بدستش اوردن و در نهایت رفتن دنبال یه هدف جدید

کاش یکی بود بگه واقعا چجوری باید با بقیه رفتار کنیم که بهشون برنخوره

.

 

 

میخوام برم سمت فردا.....

گفتن احساسات سخته چون آدما غیر قابل پیش بینی اند

دلم به بودنت خوشه

میکنم ,فکر ,بقیه ,یه ,اوردن ,بدستش ,بقیه بدستش ,بدستش اوردن ,که بقیه ,هدفی که ,شدم هدفی

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

روشنگران افغانستان love66s.blogfa.com